۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

اینجا اصفهانِ اروپاست

اینجا اصفهانِ اروپاست

میدان نقش جهان اصفهان امروز به داش متی زنگیدم. گفت: «وقتی شماره تلفن رو دیدم، اولش 33 داشت فکر کردم از اصفهانه» گفتم: «همچین اشتباه هم  نکردی. اینجا هم  اصفهان اروپاست. شاید هم اصفهان، پاریسِ ایرانه.» البته با همون تفاوتهایی که همه تون می دونین. عروس ایران و عروس اروپا. ایران و اروپا! میدان «این ولید» پاریس

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

فریاد الله اکبر در پاریس
,

فریاد الله اکبر در پاریس

ﻓ فرﯾﺎﺩ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﺎﻣﻬﺎﯼ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭﺑﺎﻥ ﺳﺒﺰ ﺩﺭ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﻭ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﯼ ﻓﻀﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ . ﺍﺑﺘﮑﺎﺭ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺑﻮﺩ

۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

وقتی از چراغ بی اعتمادی رد میشیم
,

وقتی از چراغ بی اعتمادی رد میشیم

چند روز پیش یکی از دوستان هموطن با خوشحالی داشت یکی از کشفیات اجتماعی خودش رو بازگو میکرد. بدین ترتیب: تو رو خدا نگاه کنین. نصف شب پشت چراغ قرمز ایستاده «بچه ها یک چیز خنده دار! من متوجه شدم وقتی چند نفر پشت چراغ قرمز ایستادند، اگر یک نفر هنگامی که  چراغ عابرپیاده قرمز هست، از خیابان رد بشه، دیگران _بدون توجه به چراغ قرمز_ پشت سر اون از خیابان رد می شن. من خودم چند بار امتحان کردم. تازه جالب تر اینکه همیشه بین راه، چند نفر متوجه می شن که اشتباه کرده اند و سردرگم بین

۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

تفاوت کافه نشینی

تفاوت کافه نشینی

آخرین کافه در مشهد. تاریک و خلوت به این دو عکس نگاه کنید. عکس اول، آخرین شبی است که در ایران به همراه داش مهدی و داش هدایت به کافه رفتیم. فضای کافه رو نگاه کنید.عکس دوم عکسی است سفری است که چند وقت پیش در به بلژیک داشتم. مقایسۀ دو عکس دو مفهوم متفاوت از کافه نشینی در دو فرهنگ-جغرافیای متفاوت رو برای من روشن کرد. در ایران معمولا کافه ها در کوچه های خلوت و یا کنج خیابانها هستند. اما در پاریس و یا در بلژیک، فضای داخلی کافه ها معمولا کوچک هستند. بیشتر آدمها ترجیح

۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

با وبلاگ برگشتم

با وبلاگ برگشتم

فکر می کردم دور بودنم از فیس بوک بیشتر از اینها طول بکشه. اما خوب به دلایلی راه بسته گشوده شد. بیشترین دغدغه ای که من رو از فیس بوک دور کرد، روزمرگی ای بود که در این فضا دچارش شده بودم. همش به اشتراک گذاشتن فلان لینک یا دیدن فلان خبر. خوب اینها رو که می شه تو همون سایتهایی که لینکش داده شده و چند تاشون هم بیشتر درست و حسابی نیستن دید. خلاصه اینکه کمی این مسئله اذیتم می کرد. وقتی بیشتر فیس بوک رو نگاه می کردم می دیدم که از تولید مطلب و پیام

۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

این بهشت روی زمین است

این بهشت روی زمین است

می دانم که برای نوشتن این چند خط شاید دوباره هدف ناسزا پراکنی های «کیهان نشینان» و نا«رجا»ئیان شوم. دوباره به ارتداد محکوم شوم. اما توان نگفتن این چند جمله را ندارم.امشب در کنسرت «دریا دادور» خوانندۀ زن و جوان ایرانی شرکت کردم. این اولین باری نبود که صدای یک زن را می شنیدم. بلکه مثل «حاج منصور ارضی»و شاگردانش _که از همیشه از روی آهنگهای گوگوش، هایده و مهستی و... نوحه سرایی می کنند_ من هم ترانه های خواننده های زن را پیش از این گوش داده ام. کنسرت هم کم و بیش رفته ام. از موسیقی

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

جایی که سیاستمدارهای دوست داشتنی داره

جایی که سیاستمدارهای دوست داشتنی داره

میرحسین موسوی در نمایشگاه آثار نقاشی اش دیروز با یکی از همکلاسیهای فرانسوی گپ می زدیم. صحبت به مسایل سیاسی کشید. گفت: تو به قیافت نمی خوره که سیاسی و سیاستمدار باشی. گفتم: هستم دیگه! چطور مگه؟ گفت: آخههمه سیاستمدارها چهره های خشن و سختی دارن. هرچی هم سعی می کنن خودشون رو گرم و شاد نشون بدن، واقعا اینجوری نیستن. ضمن اینکه تقریباً همه شون از نُرم و میانگین جامعه زشت تر هستن.کمی به این حرفاش فکر کردم. بعد گفتم: تو ایران دقیقا اینجوری نیست. هرچند که بیشتر سیاستمدارها آدمهای اخمویی هستن. اما خداییش خیلیاشون زشت نیستن. بعد گفت:

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

آدمها تاریخ اند، فرهنگ اند، هویت اند

آدمها تاریخ اند، فرهنگ اند، هویت اند

در سفری که به ترکیه داشتم، با دوستی یونانی به دیدن آثار تاریخی استانبول رفتیم. خداییش ترکها برای آثار تارخیشان سنگ تمام گذاشته بودند. در همین حال و احوال و تاحت تأثیر جلوه های ویژۀ گردشگری استانبول، به دوستم گفتم:عجب شهر تاریخی است این استانبول!سری تکان داد و گفت:اما میدونی! همۀ تاریخی بودنش به چند تا ساختمون قدیمی و سنگ و کلوخ بنده. ولی ایران خودتون رو نگاه کن. فکر میکنی چرا فرهنگ ایران این همه عظمت داره؟ فقط به خاطر ساختمون هاش نیست. بلکه به خاطر آدمهایی است که تو اون زمین خوابیده اند. پشت هر بنای تاریخی

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

از ستم به زنان

از ستم به زنان

ظلم  و ستم به زنان، جهانی ترینِ ظلم هاست. خوب که نگاه میکنم، می بینم این ظلم و ستمی که همه جا، پیدا و پنهان، زنان را دچار خود کرده است، برخلاف بسیاری دیگر از ستمها، کار هیچ دولت و مذهب و نژادی نیست. یعین منبع پیدایش و سبب ادامۀ آن نیست. گویا این پدیده، از نخستین ترین ظلم هاست. اصالت آن پیشاساختاری ست. کلاً به زنان ظلم می شود. به همین سادگی. منظورم دقیقاً نوع رفتاری است که مردها با زنها دارند. بویژه در مسایل جنسی. برای همین، فکر میکنم استفاده از واژۀ «ستم» در اینجا خیلی بجا تر
Pages (26)1234567 >